امروز قرار بود با پرواز بعد ازظهر برم تهران
سه شنبه 27 اسفندماه 1398
امروز قرار بود با پرواز بعد ازظهر برم تهران ... ولي تصميمم عوض شد و به خانوم منشي گفتم دوباره فرم پرواز برام بفرسته و منو بذاره رو پرواز فردا عصر ...
به جواد هم زنگ زدم وقرار شد امروز بريم كارهاي خونه رو انجام بديم : سرهم كردن تختخواب و مبلمان ... و رفتن به كارگاه غلام شهيدي براي درست كردن باكس براي گاز و فر ...
اينطوري بهتره ... ديشب مهتاب زنگ زد و گفت مامان مريض شده شايد كروناي خفيف گرفته باشه ... بيشتر بخاطر اينكه مامان مريض شده دوست دارم زودتر برم تهران ... خيلي نگران مامانم هستم كاش هر چي زودتر حالش خوب بشه . نذر كردم يه پول خوبي به يكي از خانواده هاي جراحي بدم كه حال مامان سريع تر خوب بشه
یادداشتهای روزانه و دیدگاههای شخصی