ماهی قرمز کوچولو
وقتی داشتم آبش رو عوض می کردم از توی تنگ بلور پرید بیرون و افتاد تو سینک ظرفشویی.
داشت دست و پا می زد و نمی تونستم برش گردونم توی تنک !
دیگه داشت جون میداد که بالاخره گرفتمش و انداختمش تو آب و هنوزم زنده است
و داره برای خودش تو آب چرخ میزنه!
قبلا هم چند بار این اتفاق براش افتاده بود و نجات پیدا کرده بود.
یادم اومد که سرنوشت منم چقدر شبیه این ماهی سرخ کوچولو بوده.
جایی که داشتم تموم میشدم ... فرشته ی مرگ دقیقاً همین کار رو باهام کرده و منو دوباره برگردونده بود و
هنوزم زنده ام.☺️
یادداشتهای روزانه و دیدگاههای شخصی