کار هر بز نیست خرمن کوفتن

چه کسی صلاحیت دارد در مورد صنعت پتروشیمی ایران و پتروشیمی بندر امام بنویسد؟

برخلاف حرفهای تملق آمیزی که در انتها امده مدیران تواندچنین کاری را ندارند

پرسش جالبی است پاسخ کوتاهش این است که از بین اینهایی که من می شناسم هیچکس!!

نوشتن تاریخچه پتروشیمی و

ادامه نوشته

سه راهی گرسنگی تشنگی و خستگی

حدود ۳ تا ۴ بعد از ظهر میرسم خونه و با یک سه راهی خستگی. تشنگی. گرسنگی مواجه میشم!

ناهارنخوردم - تشنمه. خستگی هم‌هستم حالا این مهم نیست بین دو مورد حیاتی دیگه

از طرفی میگن با غذا اب نخورید!😵‍💫

تو راهم آب بخورم باز تشنمه. کلا من همیشه تشنه ام🫤مخصوصا راه برم. یعنی کلا من راه میرم یا باید برم توالت یا آب بخورم بعدش🫣اونم اورژانسی

سلام بهت میگم چکار کن
اولا این حالتی که نوشتی چیز خیلی عجیب و غریبی نیست همبن وضعیت رو منم دارم
ولی ابنطور عمل میکنم .

کاری به توالت رفتن یا نرفتن ندارم همیشه به بطری اب کوچبک همرام هست هر جا هم اب بهداشتی گیر بیارم می خورم تشنگی در تابستان به بدن خیلی صدمه میزنه

گرسنگی اونقدرها مهم نیست مغز جوون میشه قدر خوراکی ها رو هم بهتر می فهمی و غذا لذت بخش تر میشه
خونه که برگشتم فوری به دوش میگیرن چون بدن الوده شده حتی پیرهنت رو اگه تو تهرانی وقتیکه بو کنی بوی دود میده!
همون موقع دوش گرفتن همزمان چند لیوان اب یا شریت بدون شکر می‌خورم. تا بیام لباس بپوشم و به استراحت کوتاه کنم حدود ده دقیقه دراز میکشم چشمم رو می بندم
بعدش ناهار می خورم اینم بگم معده مثه آبکشه اب که بخوری فوری میره تو روده ها زیاد نگران نباش
و باقی کارهای روزانه مثه تماشای تلویزیون و نوشتن و مطالعه و وب گردی ...

برای تمام لذتهایی که نبردی ....

برای همه سفرهايي كه نرفتي و سرزمبنهایی كه نديدي

برای همه ،غذاهايي كه نخوردي،

برای تمام تفريحايي كه نكردي،

و تمام لذتهایی كه نبردي،

خريدهايي كه نكردي،

خلاصه برای همه چيزايي كه دلت ميخواست ولي نداشتي، نا امید نشو بازهم تلاشتو بيشتر بكن و بجنگ،

باور کن ارزشش رو داره
یه روز خودتو جلو آینه میبینی و میگی آفرین رفیق تو تونستی و موفق شدی !

اتاق تنهایی

بیانیه‌ی نمایش:

«اتاق»

از میلیاردها اتاق در کره زمین این یکی از اتاق هاست. زندگی برای انسان‌ها اضطراب‌های تنهایی، مرگ، آزادی و پوچی را به ارمغان آورده است.

دوست داشتم در این مجموعه نشانه‌هایی از این اضطراب‌ها دیده شود.

اغلب وقتی به مرگ فکر می‌کنیم، آن را لحظه‌ای به‌خصوص می‌دانیم که در آن همه چیز تمام می‌شود. اما وقتی به بازنمایی مرگ فکر می‌کردم به این رسیدم که مرگ و زندگی در کنار هم معنا ‌می‌شوند، مرگ در هر لحظه از زندگی حضور دارد. وقتی زندگی را از دست رفته می‌بینیم همین لحظات معمولی هستند که ارزش می‌یابند و به آنها دست می‌اندازیم.
هیچ اتفاقی در این اتاق نیست جز جریان ساده زندگی با لحظات معمولی‌. در این مجموعه، حرکت را با الهام از عکس‌های ادوارد مایبریج نشان داده‌ام. در این اتاق، سایه‌ها، آن بخش از شخصیت ما که آن را از خود نیز پنهان می‌کنیم، در لحظه‌های سکوت و تنهایی، خود را نشان می‌دهند.

در لحظه‌هایی که ما هیچ راه فراری از آنها نداریم، جز آمدن به روشنایی. چند ماه قبل چراغ اتاق را روشن کردم و همراه با آفتابگردان‌ها هر روز به دیدن سایه‌ها نشستیم.

به اتاق من خوش‌آمدید.

سرویس دهی بیش از حد به بجه ها

سلام
پرسیدی
نمیدونم این حجم از سپردن کار به دیگران مربوط به ژنتیکه یا ایراد تربیتیه
اخه یه جایی آدم به خودش باید بیاد دیگه


جواب
هیچ شک نکن تربیتی هست
و مقصر اصلی خود شما هستی
ولش کن بذار دو بار که فراموش کرد دیگه این کار رو نمی کنه
و کلام اخر
بدترین ضربه ای که والدین به بچه ها میزنن ..سرویس دهی بیش از حد به بچه هاست
تو رو خدا بچه ها زو اینقدر لوس و تیبل و ننر بار نیارید
تمام