از ووهان تا سوهان !  *

 

فقدان رسانه هاي آزاد

 

پلاسميد = باكتري و ويروس بدون كروموزوم

از اين پلاسميد بعنوان واكسن براي مبارزه با كرونا استفاده مي كنن

در دوره اي كه بيماري در چين و در شهر ووهان بيماري شروع شده  بود بخاطر عيد و سال نو چيني موضوع رو چندان مطرح نكرده بودند همون كاري كه در قم اتفاق افتاد و بخاطر نزديكي به انتخابات مجلس موضوع رو مخفي نگاه داشتند تا كار از كار گذشت و ويروس از قم به همه جاي ايران پخش شد

7 ميليارد مسافرت به شهر ووهان  انجام گرفته و تعداد كل آلودگي فقط 80 هزار تا بوده و تعداد مرگ و مير هم مهار شده

يه خاطره از يه آبوداني براي دوستم سياوش لهراسبي فرستاده بودم اينو در جوابم نوشته بود با جوابي كه بهش دادم اينجا ميارم

سلام محمد جان

حيف نبود  انرژيتو براي نوشتن اين خاطره كه هيچ سودي بجز هشدار در باره سيگار كشيدن  نداشت كردي . ولي از اين كه براي من ارسال كردي ازت متشكرم  . بخدا تو حيفي ،  با اين خاطرات صد من يك غاز وقتت رو هدر نده . دوست دارم خيلي

 

بله چشم  قربان !

ولي يه توضيحي لازمه كه بدم

اين خاطره مال من نبود !

مال يه آباداني بود

نوشته هاي من زيرش اسمم و تاريخش رو مي نويسم

در ضمن بايد به اطلاع جنابعالي برسونم كه من مشغول نوشتن كتابي بنام

كرجي ها

هستم كه خاطرات سي ساله ام از كار در پتروشيمي و البته دوره كارآموزي كرج هست

انشاله  در سي امين سالگرد استخدام مون رونمايي ميشه

ولي قبلش خوشحال ميشم اگه پيشنهادي در اين مورد داشته باشي  يا خاطره و مطلبي مد نظرت هست كه جالب باشه بگي تا بهش اضافه كنم

ممنونم

 

با سلام   حالا اين يه حرفي

از شما همين انتظاررو داشتم احسنت

تنها نكته اي كه الان ميتونم بگم اينه كه  نوشته هاي كتابت بايد بدرد موجودي به نام انسان بخوره و خودت هم توش نقش معمولي داشته باشي .

ولي بازم چشم خاطره اي كه بهشه ازش نتيجه اي حاصل كرد به ذهنم برسه حتما ميام كانكس بهت منتقلش مي كنم . باي

 

امروز روي كرين  tch-25-22  كار كردم كلا سيستم خنك كننده اش رو تخليه و تميزكاري كردم و با آب  DM و ضد يخ پرش كردم . اونم به تنهايي .

رستوران چقدر خلوت بود و تميز و ميزهاي دو نفري روبروي هم با فاصله يك متر ... تازه استاندارد شده ... كاش اين كرونا زودتر ميومد تا اينا يه مقدار بيشتر بهداشت رو رعايت كنن !

همه چي تميز شده ما ايراني ها تا زور بالا سرمون نباشه .. بهداشت و قوانين رانندگي و اصول دمكراسي ... و خيلي چيزهاي ديگه رو رعايت نمي كنيم

 

..............محمد توكلي – 21 اسفندماه 1398 – ممكو

اين اصطلاح رو امروز از دوستم اسكند سهيل پور شنيدم و اونو رو گذاشتم عنوان مطلبم

 تقريبا همه نوشته هات رو خوندم

متوجه شدم 27 ساله هستي و چه سن خوبي ازدواج كردي و اميدوارم ازدواج موفقي داشته باشي و اون جيزي كه دوست داشتي نصيبت بشه ... تو زندگي مشترك صداقت و فداكاري حرف اول رو ميزنه البته بعد از مهربوني !

منم يكي رو بعد از مدتها پيدا كردم ولي خيلي منو با حرفهاش اذيت مي كنه .... قدر شناس نيست اين همه بهش خوبي كردم اصلا به چشمش نمياد خيلي توقع هاش بالاست . ازش دلزده شدم