ارزو و رویاهای خیلی قشنگیست
دلم میخواهد برای چند روزی هم که شده به یک کلبه دنج کوهستانی برویم، جایی که جز منو تو کسی نباشد جایی با انبوه درختان و قله های سربه آسمان کشیده و به تماشای پاییز زیبای امسال بنشینیم و قطرات شبنم شفاف را نظاره کنیم. آنگاه هر غروب با تاریک شدن هوا کنار آتش بنشینیم چای گرم بنوشیم در حالیکه دست نسیم موهایت را نوازش می کند گرمای گفتگویمان به گرمی آتش هیزمی شود. و من محو تماشای درخشش چشمان زیبایت شوم. در شب بینظیری که کنار هم هستیم.
👇
ارزو و رویاهای خیلی قشنگیست آنهم در این دنیایی که در همین نزدیکی میلیونها نفر در اثر جنگ آواره اند و بدون آب و خوراک مانده اند! و از آن بدتر سایه جنگ روی سرزمین مادری هم سنگینی می کند. امیدوارم رویاهایت محقق شوند کما اینکه رویای دست نیافتنی و خیلی بزرگی هم نیست! در دنیای کوچکت خوش باش
یادداشتهای روزانه و دیدگاههای شخصی