Monday, March 12, 2018
جوابيه ارزشيابي 96
ترفندهاي قديمي ...
لعنت به انگليسي ها كه اين روش تفرقه بينداز و حكومت كن را حتي به حيطه صنعت و كار گسترش دادند ...
روش ارزيابي كاركنان و متر و مقياسي كه براي آن استفاده مي شود خالي از نقص نيست نمونه اش اينكه اغلب كاركنان زحمتش كش و كاري از اين روش ناراضي هستند ( و فقط نورچشمي ها و كساني كه سفارش شده اند يا به اصطلاح هواي آنها را دارند ممكن است ابراز رضايت كنند ) وقتي روشي را 40 سال ادامه دادين و فايده اي نداشت عقلم سليم حكم مي كند كه آن را كنار بگذاريد .
البته در سيستمي كه قوانين به نفع همان وضع كننده هاي قانون نوشته مي شود انتظاري بيشتر از اين نمي رود ولي ما بنا را بر اين گذاشته ايم كه چنين پيش داوري نكنيم و تصور كنيم كه چنين چيزي صحت ندارد و اميدواريم كه اين نقائص برطرف شود .
از اين روست كه بنظرم بايد يك تجديد نظر كلي در اين روش ارزيابي كاركنان صورت گيرد از جمله اينكه :
1- كيفيت و كميت كاري كه انجام مي گيرد نبايد با يك معيار ديگري كه مثلا فعاليت هاي اجتماعي است ( و معلوم نيست دقيقا چه مفهومي دارد؟) در يك رتبه قرار بگيرند . چون اساس اينكه كسي در شركت مفيد باشد اين است كه كميت وكيفيت كارش بالا باشد . حالا اگر از نظر قضاوت ( كه باز اين هم معلوم نيست چه معني و مفهومي دارد !) عملكرد ضعيفي داشت ... كل نمره ارزشيابي اش كاهش پيدا مي كند . بنظرم بايد نمره بيشتري براي موارد مهم تر مثل همين كيفيت و كميت كار و مسئوليت پذيري در نظر گرفته شود و اينكه به اصطلاح بارم نمره ها براي همه اين ها يكسان باشد درست نيست.
2- وقتي مديري از كاركنانش مي خواهد كاري را درست انجام دهند و متر و مقياسي براي اين ارزشيابي در نظر مي گيرد اين است كه مفهوم و معني اين معيارها را براي كاركنان توضيح دهد . خيلي از نفرات واحد در موردمعني اينكه مثلا تجزيه و تحليل يا فعاليت اجتماعي چه معني دارد سردرگم بودند . شايسته است تك تك اين موارد دقيق تعريف شوند تا افراد بدانند چه وظيفه اي در برابر شركت دارند
3- اينكه مثلا ملاك فراگير بودن چيست و بر چه مبنايي نمره داده مي شود بايد بخوبي مشخص باشد. يا مثلا خويشتن داري يعني چي و چه فردي خويشتن دار است ؟
4- اينكه هرواحدي تعداد معدودي رتبه A و B دارد هم يكي از معايب اين سيستم ارزشيابي است ! حالا فرض كنيم كه در يك واحد از 10 نفر كاركنان آن 8 نفر استحقاق گرفتن نمره A را دارند ولي واحد فقط دو سهميه A دارد تكليف بقيه چه مي شود ؟!
5- در همه واحدهاي مختلفي كه طي اين چند سال خدمت كرده ام متوجه شدم كه دو سه تا نمره A وجود دارد كه آن را هم مديران بين خود يا دوستانشان تقسيم مي كنند . نتيجه اش اين شده است كه ارزشيابي كه بايد دركاركنان ايجاد انگيزه كند و بفهمند بين كسي كه كار مي كند با كسي كه فقط در شركت وقت گذراني مي كند فرق هست ... دقيقا معكوس عمل مي كند و باعث مي شود همان اندك افرادي هم كه اهل كار و تلاش صادقانه بودند دلسرد شوند و از ميدان بيرون روند و اين دقيقا نقض غرض است . اين چيزي كه گفتم امري فراگير است حداقلش اين است كه در مورد خودم كاملا صدق مي كند .
6- من دوستي دارم كه همدوره اي من است با اين تفاوت كه از بدو استخدام بخاطر اينكه از سربازي معاف شده بود و نيز مدرك تحصيلي پائين تر ، پايه حقوقي اش از من خيلي پائين تر بود ...ايشان در خدمات مشغول كار شد و هر سال ارزشيابي A گرفت و من در سخت ترين بخش هاي سايت كارهاي طاقت فرساي تعمير و نگهداري را انجام دادم و هر سال C گرفتم ! نتيجه اش اين شد كه او الان پايه حقوقي و دريافتي اش به مراتب از من بيشتر است ! اين نتيجه همان سيستم ارزشيابي غلطي است كه بر پايه رابطه بنا نهاده شده است و متر و ملاك درست و حسابي ندارد ...
7- فرض كنيم فلان مدير يا رئيس از زير دستش خوشش نيامد و يا با او غرض و خصومت شخصي داشت و خواست اين غرض ورزي را در نمره ارزشيابي دخالت دهد ( كه اغلب هم اين كار را مي كنند) نبايد قوه بازدارنده اي وجود داشته باشد كه جلوي اين سوء استفاده و اعمال سليقه شخصي را بگيرد؟!
8-
9-
ابتدا از اينكه لااقل در برخي از زمينه مثل كيفيت و كميت كار به من بالاترين نمره را داده ايد تشكر و قدرداني مي كنم ... چون همين ها را هم خيلي از مديران مياني و رده بالا خبر ندارند ( نمونه اش آقاي محمدي رئيس امور اداري ) كه پارسال وقتي مرا لباس كار در واحد اولفين ديد با تعجب پرسيد : مگر شما هم براي شركت كار مي كنيد ؟!
اين همه ذهنيتي است كه يك مدير مياني از عملكرد نفراتش دارد !
البته ايشان تقصيري ندارند چون در غرب و كشورهاي صنعتي كه همه چيز سيستماتيك و روي اصول است ميزان آگاهي مديران از افراد زير دستشان حداكثر 3% است ! ( در ايران با اين مديران اغلب غافل كه اين رقم معلوم است چقدر است ؟!)
اما در مورد مواردي كه در اين فرم ارزشيابي آمده است نكاتي بود كه خواستم به اطلاع جنابعالي و مقامات بالاتر برسانم :
از جمله مواردي كه كمترين نمره را گرفته ام بنظرم كم لطفي ها شده است كه بنده البته اعتراضي ندارم ولي براي روشن شدن اذهان و نيز ثبت در آينده اين ها را به شما خاطر نشان مي كنم
1- انعطاف پذيري : فكر كنم منظور ميزان قابليت هاي شخص با كارهايي است كه به او محول مي شود ... بنده همين چند روز پيش كه اپراتور دستگاه تيوب كش ( عقيل آقاجاري ) حضور نداشتند به درخواست آقاي پرندي به كارگاه متمركز رفتم و جا زدن تيوب را انجام دادم و برگشتم . همين كار را چند ماه پيش هنگام تعميرات اساسي آروماتيك انجام دادم ... هيچكدام از اين كار در حيطه وظائف من نيست ولي انعطاف پذيري ام در آن حد هست كه هركاري را به بنده محول كرده اند بدون اينكه خم به ابرو بياورم انجام داده ام . از جمله كارهايي كه همين الان در محوطه بانك ماشين آلات انجام ميدهم از تميزكاري و تعويض آب رادياتورهاي كرين ها و ماشين هاي سنگين و ليفتراك تا جتي شستشوي بدنه آنها ( كه كارگر سرويس كار حتي گاهي از انجام اين كارها اكراه دارد ) . من فكر نمي كنم دست كم بين 300 نفر همدوره اي هاي من كه در شركت هستند كسي باشد كه تا اين اندازه منعطف باشد !
2- قضاوت : دقيقا من متوچه نشدم منظور از اين قضاوت در مورد چه چيزي است ولي اگر منظور قضاوت هاي شخصي است كه بايد بگويم : آنچه من در مورد مسئولين و برخي از همكاران بيان كرده ام عين حقيقت است
3- خويشتن داري : در طي اين مدتي كه در شركت كار كرده ام و بويژه در يكسال اخير كه معيار اين ارزشيابي است بياد ندارم كه كار شتابزده اي انجام داده باشم يا عصبي شده و با كسي درگيري پيدا كنم ... مگر اينكه خويشتن داري مفهوم ديگري داشته باشد!
4- وضعيت ظاهري : من هميشه در طي حضور در شركت ، به هنگام كار از لباس كار و كفش و كلاه ايمني استفاده مي كنم و در باقي موارد هم لباس رسمي خوارزمي را مي پوشم . ديگر من نمي دانم وضع ظاهري بايد چه جوري باشد ؟!
5- ضمنا شما در مورد تك تك اين موارد و اينكه هر كدام از اين موارد چه مفهومي دارند و چگونه بايد باشند توضيحي نداده ايد ؟ مثلا براي من هنوز هم جاي پرسش است كه منظور از فعاليت هاي اجتماعي چيست كه شما به من نمره يك داده ايد ؟! آيا فعاليت هاي اجتماعي مثلا يعني شركت در مراسم عبادي سياسي و نماز جماعت ؟!
6- در زمينه صرفه جويي ... هم امسال ( يعني بازه زماني كه ملاك ارزشيابي است ) و نيز همه سالهاي گذشته همه سعي و تلاش من اين بوده است كه با صرف كمترين امكانات بيشترين كارآيي را داشته باشم ... مثلا براي صرفه جويي ؛ سيستم آب مقطر را در واحد راه اندازي كردم كه ما را از آوردن آب مقطر از يوتي يا خريد از بازار بي نياز مي كند يا روش خريد ضد يخ بشكه اي بصورت فله اي كه پيشنهاد دادم باعث شده است كه هزينه خيلي كمتري براي شركت داشته باشد .
7- تجزيه و تحليل كه به من نمره 2 داده اند . تا جايي كه اطلاع دارم هرگاه دستگاهها و تجهيزات دچار مشكل فني مي شوند در پيدا كردن ايرادات فني و رفع مشكل همكاري داشته ام . مثلا همين محل نصب حلقه كشنده تيوب كش ها كه ايراد داشت و مرتب باعث بوجود آمدن مشكل مي شد مشكلش را پيدا كردم و محل آن را از طريق برشكاري و جوشكاري جابجا كردم
البته اين روشي كه فرم هاي ارزشيابي ها در اختيار خود افراد قرار بگيرد تا اگر اعتراضي دارند بيان كنند روش خوبي است و بطور كلي هرروشي كه به شفاف سازي كارها كمك كند قابل تقدير است .
ولي پيشنهاد مي كنم كه مديران و تصميم گيرندگان به هنگام قضاوت در مورد كاركنان و عملكرد كاري آنها اولا دقت بيشتري به عمل آورند و ثانيا خواسته هايي را كه از كاركنان دارند با آنها مطرح كنند تا هرگونه سوء تفاهم ناشي از اين عدم ارتباط مناسب و لوث شدن مسئوليت ها كنار برود
تا خدايي نكرده حقي از كسي ضايع نشود. نه اينكه با دادن نمره هاي يك و دو به موارد كه نه اهميتي دارند و نه تعريف مشخصي از آنها ارائه شده است سعي كنند كه معدل كل ارزشيابي حتي افراد ساعي را پائين بياورند بطوريكه نمره ارزشيابي كسي كه هيچ كاري مفيدي در واحد انجام نداده است حتي از كسي كه همه مدت را با تلاش مشغول كار بوده ام بيشتر شود ! اين ترفندها قديمي شده است ...
محمد توكلي – چهارشنبه 16 اسنفدماه 1396 – ممكو