سه شنبه 19 تيرماه 1397 – بخش دوم

شب كه رفته بودم هتل ... بهاره خانوم تو واتس آپ پيام داده بود و حالم رو پرسيده .. از موقعي كه حميده خانوم باهاش حرف زده طرز و لحن حرف زدنش با من عوض شده ... خيلي مهربون تر شده ... چند سوال ازم كرد .

بهش گفتم كه ؛آخر اين ماه ميرم تهران و حتما بهش سر مي زنم ... ظاهرا پدرش رو براي مداوا به بيمارستان تهران مباره و گفت اگه ده مرداد ماه تهران باشم مي تونه باهام به سفر هم بياد . حالا قرار شد باهاش هماهنگ كنم .

خيلي دوست دارم از نزديك ببينمش ... شرايط اصلي مورد نقاضاي منو داره يعني سن پائين و اندام خوب ... .همين برام كافيه ...