دلخوش نشسته ام که تو شاید گذر کنی
چشم انتظارم
مدتهاست
و هر روزم با یادت شروع می شود و هر شامم به یادت سر بر بالین می گذارم
گویا تو هم چون من غرورت اجازه نمی دهد این سکوت را بشکنی
دلخوش نشسته ام که تو شاید گذر کنی
لعنت به شایدی که مهیّا نمی شود!
+ نوشته شده در جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 19:19 توسط محمد توكلي
|
یادداشتهای روزانه و دیدگاههای شخصی